تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١
و «واصب» در اصل، به معنى بيمارىهاى مزمن است، ولى، به طور كلى به معنى دائم و مستمر و گاه به معنى خالص نيز آمده است. «١»
و در اينجا اشاره به اين است كه نه تنها شياطين از نزديكشدن به عرصه آسمان، منع و طرد مىشوند، بلكه سرانجام گرفتار عذاب دائم نيز مىگردند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به گروهى از شياطين سركش و جسور، اشاره مىكند، كه قصد صعود به عرصه بلند آسمان مىكنند، مىفرمايد: «مگر آنها كه در لحظات كوتاهى به عرصه آسمان براى استراق سمع، نزديك شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب مىكند و مىسوزاند»! «إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ».
«خَطْفَة»، يعنى چيزى را به سرعت ربودن.
«شهاب» در اصل به معنى «شعلهاى است كه از آتش افروخته زبانه مىكشد»، و به شعلههاى آتشينى كه در آسمان به صورت خط ممتد، ديده مىشود نيز مىگويند.
مىدانيم: اينها ستاره نيستند، بلكه شبيه ستارگانند، قطعات سنگهاى كوچكى هستند كه در فضا پراكندهاند، و هنگامى كه در حوزه جاذبه زمين قرار گيرند به سوى زمين جذب مىشوند، و بر اثر سرعت و شدت برخورد آنها با هواى اطراف زمين، مشتعل و برافروخته مىشوند.
«ثاقِب» به معنى نافذ و سوراخ كننده است، گوئى بر اثر نور شديد، صفحه چشم را سوراخ كرده، و به درون چشم انسان نفوذ مىكند، و در اينجا اشاره به اين است كه به هر موجودى اصابت كند آن را سوراخ كرده و آتش مىزند.