تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩
بتپرستى تمايل پيدا كرد! و حتى دست به ساختن بتخانهاى زد!! قرآن با اين تعبير، خط بطلان بر تمام اين اوهام و خرافات مىكشد.
***
نكتهها:
١- حقايقى كه داستان سليمان به ما مىآموزد
بدون شك، هدف قرآن، از ذكر تواريخ انبياء، تكميل برنامههاى تربيتى از طريق انعكاس عينى واقعيتها در اين سرگذشتهاى زنده است.
از جمله مسائلى كه در لابلاى داستان سليمان عينيت يافته امور زير است:
الف: داشتن يك حكومت نيرومند با امكانات مادى فراوان و اقتصاد گسترده و تمدن درخشان، هرگز منافاتى با مقامات معنوى و ارزشهاى الهى و انسانى ندارد، چنان كه آيات فوق بعد از ذكر تمام مواهب مادى سليمان در پايان مىگويد: با اين همه، او در پيشگاه خدا مقامى والا و سرانجامى نيك داشت.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آمده است: أَ رَأَيْتُمْ ما أَعْطى سُلَيْمانَ بْنَ داوُدَ مِنْ مُلْكِهِ؟ فَانَّ ذلِكَ لَمْيَزِدْهُ الَّا تَخَشُّعاً، ما كانَ يَرْفَعُ بَصَرَهُ الَى السَّماءِ تَخَشُّعاً لِرَبِّهِ!:
«شنيدهايد خداوند چه اندازه از ملك و حكومت به سليمان داد؟ با اين حال اين همه مواهب جز بر خشوع او نيفزود، به گونهاى كه حتى از شدت خشوع و ادب چشم به آسمان نمىانداخت». «١»
ب: براى اداره يك كشور آباد هم وسيله ارتباطى سريع لازم است، و هم به كار گرفتن نيروهاى مختلف، و هم جلوگيرى از نيروهاى مخرب، هم توجه به مسائل عمرانى، هم توليد سرمايه از طريق استخراج منابع مختلف، و هم دادن