تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٤
ديگر اين كه، منظور پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود: او تقاضاى حكومتى بىنظير و منحصر به خود كرد- اگر آن چنان كه جهّال عمل مىكنند، كرده باشد- بايد او مرد بخيلى باشد (و اين طعنى است بر آنها). «١»
***
آيات بعد همان گونه كه گفتيم بيان اين مطلب است كه خدا تقاضاى سليمان را پذيرفت و حكومتى با امتيازات ويژه، و مواهبى بزرگ، در اختيار او گذارد كه آنها را مىتوان در پنج موضوع خلاصه كرد:
١- تسخير بادها، به عنوان يك مركب راهوار، چنان كه مىفرمايد: «ما باد را مسخر او ساختيم تا مطابق فرمانش، به نرمى حركت كند، و به هر جا او اراده نمايد برود» «فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ».
مسلّم است يك حكومت وسيع و گسترده، بايد از وسيله ارتباطى سريعى برخوردار باشد، تا رئيس حكومت بتواند در مواقع لزوم، به سرعت تمام مناطق كشور را سركشى كند، و خداوند اين امتياز را به سليمان داده بود.
اين كه: چگونه باد به فرمان او بود؟ و با چه سرعتى حركت مىكرد؟، سليمان و يارانش به هنگام حركت به وسيله باد، بر چه چيز سوار مىشدند؟ و چه عواملى آنها را از سقوط و كم و زياد شدن فشار هوا و مشكلات ديگر حفظ مىكرد؟
و خلاصه، اين چه وسيله مرموز و اسرارآميزى بوده كه در آن عصر و زمان در اختيار سليمان قرار داشت؟
اينها، مسائلى است كه جزئيات آن بر ما روشن نيست، ما همين قدر