تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
تفسير:
آزمايش سخت سليمان و حكومت گسترده او
اين آيات، همچنان قسمت ديگرى از سرگذشت سليمان را بازگو مىكند، و نشان مىدهد كه انسان به هر پايهاى از قدرت برسد، باز از خود چيزى ندارد، و هر چه هست از ناحيه خدا است، مطلبى كه توجه به آن پردههاى غرور و غفلت را از مقابل چشم انسان كنار مىزند، و او را به موقعيت خويش در عرصه جهان هستى واقف مىسازد.
نخستين قسمت اين آيات، درباره يكى از آزمايشهائى است كه خدا از سليمان نمود، آزمايشى كه با «ترك اولى» همراه بود، و به دنبال آن سليمان به درگاه خدا روى آورد و از اين «ترك اولى» توبه كرد.
فشرده بودن محتواى اين آيات، باز به گروهى از خيالپردازان افسانهباف مجالى داده است كه داستانهاى بىاساس و موهومى را در اينجا بسازند، و امورى را به اين پيامبر بزرگ نسبت دهند كه يا مخالف اساس نبوت است، و يا منافى مقام عصمت، و يا اصولًا با منطق عقل و خرد منافات دارد كه اين خود نيز امتحان و آزمايشى است براى همه پژوهندگان قرآن، در حالى كه اگر قناعت به متن گفته قرآن مىشد، مجالى براى اين افسانههاى خرافى باقى نمىماند.
در نخستين آيه مورد بحث، قرآن مىگويد: «ما سليمان را آزموديم و بر كرسى او جسدى افكنديم، سپس به درگاه خداوند انابه كرد، و به سوى او بازگشت» «وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ».
«كُرْسِى» به معنى «تخت پايه كوتاه» است، و چنين به نظر مىرسد كه سلاطين داراى دو نوع تخت بودهاند، تختى براى مواقع عادى، كه پايههاى كوتاهى داشت، و تختى براى جلسات رسمى و تشريفاتى كه پايههاى بلند