تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤
دارد كه پيامبر خدا نيز چنين باشد». «١»
مرحوم «علامه مجلسى» در كتاب «نبوتِ» «بحار الانوار» در تفسير آيات فوق بياناتى دارد كه بعضى از آنها با آنچه در بالا آورديم، قريب الافق است. «٢»
به هر حال مطابق اين تفسير، نه گناهى از سليمان سر زده، نه هماهنگى آيات به هم مىخورد، و نه مشكلى پيش مىآيد كه بخواهيم به توجيه آن بپردازيم. «٣»
***
اكنون به تفسيرهاى ديگرى كه جمعى از مفسران ذكر كردهاند، مىپردازيم و از همه مشهورتر اين است كه: ضمير در جملههاى «تَوارَت» و «رُدُّوها» هر دو به «شمس» (خورشيد) باز مىگردد كه در عبارت مذكور نيست، ولى از تعبير به «عشى» (عصرگاهان) در آيات مورد بحث مىتوان آن را استفاده كرد.
به اين ترتيب، مفهوم آيات چنين مىشود: سليمان غرق تماشاى اسبها بود كه خورشيد سر به افق مغرب نهاد و در حجاب پنهان شد!.
سليمان كه به خاطر از دست رفتن نماز عصرش، سخت خشمگين و ناراحت شده بود، صدا زد: اى فرشتگان پروردگار! خورشيد را براى من بازگردانيد، اين تقاضاى سليمان انجام يافت و «رد شمس» شد، يعنى خورشيد، بار ديگر به افق بازگشت، سليمان وضو گرفت (منظور از مسح كردن ساق و گردن، برنامه وضوئى بوده كه در آئين سليمان وجود داشت، البته گاهى مسح در