تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
توصيف در قرآن بعد از ذكر مقام سليمان به عنوان يك نمونه از كار او، بازگو شده است.
***
سليمان در اينجا براى اين كه تصور نشود: علاقه او به اين اسبهاى پرقدرت جنبه دنياپرستى دارد، «گفت: علاقه به نيكىها (اسبهاى سوارى آماده جهاد) مرا لحظهاى از ياد پروردگارم به خود مشغول داشت» «فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي».
در ميان عرب معمول است كه از «خيل» (اسب) به «خير» تعبير مىكنند، و در حديثى آمده است: پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: الخَيْرُ مَعْقُودٌ بِنَواصِى الْخَيْلِ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ: «خير و خوبى به پيشانى اسب تا روز قيامت بسته شده است». «١»
سليمان كه از مشاهده اين اسبهاى چابك و آماده براى جهاد و پيكار با دشمن، خرسند شده بود همچنان آنها را نگاه مىكرد و چشم به آنها دوخته بود «تا از ديدگانش پنهان شدند» «حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ».
***
صحنه آن قدر جالب و زيبا و براى يك فرمانده بزرگ همچون سليمان، نشاط آور بود كه او دستور داد «بار ديگر اين اسبها را براى من بازگردانيد» «رُدُّوها عَلَيَّ».
به هنگامى كه مأمورانش اين فرمان را اطاعت كردند و اسبها را بازگرداندند سليمان شخصاً آنها را مورد نوازش قرار داد «و دست به ساقها و