تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
ظاهرترين احتمال آن- تفسير مىكنيم، تا روشن شود اين نسبتهاى ناروا در قرآن نبوده، بلكه از طريق پيشداورىهاى ديگران بر قرآن تحميل شده است.
قرآن مىگويد: «به خاطر بياور، هنگامى را كه عصرگاهان اسبان چابك و تندرو را بر او (سليمان) عرضه داشتند» «إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ».
«صافِنات» جمع «صافنة» به طورى كه بسيارى از مفسران و ارباب لغت نوشتهاند، به اسبهائى گفته مىشود كه به هنگام ايستادن بر روى سه دست و پا ايستاده، و يك دست را كمى بلند كرده، تنها نوك جلو سم را بر زمين مىگذارد، و اين حالت مخصوص اسبهاى چابك و تيزرو است كه هر لحظه، آماده حركت مىباشد. «١»
«جِياد» جمع «جواد» در اينجا به معنى اسبهاى سريعالسير و تندرو است، و در اصل از ماده «جود» و بخشش، گرفته شده، منتهى «جود» در انسان از طريق بخشيدن مال است، و در اسب از طريق سرعت سير.
به اين ترتيب، اسبهاى مزبور، هم در حالت توقف، آمادگى خود را براى حركت نشان مىدادند، و هم در حال حركت، سرعت عمل را.
از مجموعه اين آيه، با قرائن مختلف كه در اطراف آن وجود دارد، چنين بر مىآمد: روزى به هنگام عصر، «سليمان» عليه السلام از اسبان تيزرو و چابك خود كه براى ميدان جهاد آماده كرده بود سان مىديد، و مأموران با اسبهاى مزبور از جلو او رژه مىرفتند، و از آنجا كه يك پادشاه عادل و صاحب نفوذ، بايد ارتشى نيرومند داشته باشد، و يكى از وسائل مهم ارتش مركبهاى تندرو است، اين