تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
داود بخشيديم، چه بنده خوبى! چرا كه همواره به سوى خداوند و آغوش حق باز مىگشت» «وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ».
اين تعبير، كه نشاندهنده عظمت مقام «سليمان» عليه السلام است شايد براى ردّ اتهامات بىاساس و زشتى است كه در مورد تولد «سليمان» عليه السلام از همسر «اوريّا» در «تورات» تحريف يافته، آمده است و در عصر نزول قرآن، در آن محيط شايع بوده.
تعبير به «وَهَبْنا» (بخشيديم) از يكسو، و تعبير به «نِعْمَ الْعَبْدُ» (چه بنده خوبى) از سوى ديگر، و تعليل «إِنَّهُ أَوَّابٌ» (كسى كه پيوسته به اطاعت و امتثال فرمان خدا باز مىگردد و از كوچكترين غفلتها و لغزشها توبه مىكند) از سوى سوم، همه، نشاندهنده عظمت مقام اين پيامبر بزرگ است.
تعبير به «إِنَّهُ أَوَّابٌ»، درست همان تعبيرى است كه درباره پدرش داود، در آيه ١٧ همين سوره آمده بود، و با توجه به اين كه: «أَوَّابٌ» صيغه مبالغه است و مفهومش «بسيار بازگشتكننده» مىباشد، و قيد و شرطى در آن نيست، مىتواند بيانگر بازگشت به اطاعت فرمان خدا، بازگشت به حق و عدالت، و بازگشت از غفلتها و ترك اولىها، باشد.
***
از آيه بعد، داستان اسبهاى «سليمان» عليه السلام شروع مىشود كه تفسيرهاى گوناگونى براى آن شده كه بعضاً از سوى ناآگاهان بوده و بسيار زننده و مخالف موازين عقل و حتى دون شأن يك انسان عادى است، تا چه رسد به پيامبر بزرگى همچون سليمان عليه السلام هر چند محققان با الهام از دلائل عقل و نقل راه را بر اين گونه تفسيرها بستهاند.
ما پيش از آن كه به سراغ احتمالات مختلف برويم آيات را طبق ظاهر آن- يا