تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
در حقيقت، بحث معاد با تمام شئونش در اين آيه و آيه قبل، به طور مستدل بيان شده است:
از يكسو، مىگويد: حكمت آفريدگار ايجاب مىكند: آفرينش جهان هدفى داشته باشد (و اين هدف بدون جهان ديگر حاصل نمىگردد؛ چرا كه چند روزه زندگى دنيا بىارزشتر از آن است كه بتواند هدف اين آفرينش بزرگ باشد).
از سوى ديگر، حكمت و عدل او ايجاب مىكند: نيكان و بدان و عادلان و ظالمان يكسان نباشند، و اين مجموعه رستاخيز، پاداش، كيفر، بهشت و دوزخ است.
از اين گذشته، هنگامى كه به صحنه جامعه انسانى در اين دنيا مىنگريم فاجران همرديف مؤمنان، و بدان را در كنار نيكان مىبينيم، بلكه، در بسيارى از موارد مفسدان بدكار را در تنعم و رفاه بيشترى مىيابيم، اگر بعد از اين جهان عالم ديگرى نباشد كه عدالت در آن اجرا شود، وضع اين جهان هم مخالف «حكمت» است و هم بر خلاف «عدل» و اين خود، دليل ديگرى بر مسأله معاد محسوب مىشود.
به تعبير ديگر: براى اثبات معاد، گاهى از طريق «برهان حكمت» استدلال مىشود و گاه از طريق «برهان عدالت» آيه قبل، به استدلال اول نظر دارد، و آيه بعد به استدلال دوم.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به مطلبى اشاره مىكند كه در حقيقت تأمينكننده هدف آفرينش است، مىفرمايد: «اين كتابى پر بركت است كه بر تو نازل كردهايمتا آيات آن را تدبر كنند، و صاحبان مغز و انديشه متذكر شوند» «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ».