تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠
تفسير:
حكم به عدالت كن! و از هواى نفس پيروى منما!
آيات مورد بحث به دنبال داستان مربوط به داود، به عنوان آخرين سخن، چنين توضيح مىدهد: خداوند وى را مخاطب ساخته و ضمن بيان مقام والاى او، وظائف و مسئوليتهاى سنگين وى را با لحنى قاطع و تعبيراتى پر معنا شرح داده، مىفرمايد: «اى داود ما تو را خليفه (و نماينده خود) در زمين قرار داديم، لذا در ميان مردم به حق حكم كن! و از هواى نفس پيروى منما، كه تو را از راه خدا منحرف مىسازد، كسانى كه از راه خداوند گمراه شوند عذاب شديدى به خاطر فراموش كردن روز حساب، دارند» «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لاتَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ».
محتواى اين آيه، كه از مقام والاى «داود» عليه السلام و وظيفه مهم او سخن مىگويد نشان مىدهد: افسانههاى دروغينى كه درباره ازدواج او با همسر «اوريّا» به هم بافتهاند، تا چه اندازه بىپايه است.
چگونه ممكن است خداوند به كسى كه نسبت به نواميس مؤمنان و ياران خود، چشم خيانت دوخته و دستش به خون بىگناهان آلوده است، خلافت روى زمين دهد، و مقام قضاوت را به طور مطلق به او بسپارد؟!
اين آيه، از پنج جمله كه هر كدام حقيقتى را دنبال مىكند تشكيل يافته:
نخست مقام خلافت داود در زمين است: آيا منظور جانشينى انبياى پيشين است، يا خلافت الهى؟ معنى دوم مناسبتر به نظر مىرسد، و با آيه ٣٠ سوره «بقره» سازگارتر است: وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً: «به خاطر بياور، هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين