تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
«تمثل» بوده، و چيزى نيست كه با مقام عصمت ناسازگار باشد، همانند خطاى «آدم» در «بهشت» پيش از آن كه هبوط به زمين كند، كه محل تكليف و تشريع است، و به اين ترتيب استغفار او استغفار از يك گناه واقعى نيست». «١»
ولى، مسلماً ظاهر آيات اين است كه: اين شكايت و طرح دعوا از ناحيه افرادى بوده كه عينيت خارجى داشتهاند، و با اين حال، قضاوت مزبور گناهى نبوده كه از داود سر زده باشد، بعد از آن كه او از گفتار شاكى، علم و يقين حاصل كرده باشد، هر چند آداب مستحب قضا، ايجاب مىكرده كه عجله در قضا نكند، و استغفار او نيز از اين «ترك اولى» بوده است.
به هر حال، ضرورتى ندارد كه ماجراى اين داورى را در ظرف «تمثّل» بدانيم، و يا به گفته بعضى ديگر، آن را يك صحنهسازى براى تنبه و بيدارى داود بشمريم، بهتر اين است ظاهر آيات را حفظ كنيم، و به ترتيبى كه گفته شد، آن را تفسير نمائيم كه هم ظواهر الفاظ آيه حفظ شده و هم مشكلى از نظر مقام عصمت انبياء پيش نمىآيد.
***