تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
اعتراض مىكرد، و سكوت او بهترين دليل بر اين بوده كه مسأله همان است كه شاكى مطرح كرده،- خصوصاً كه از آيات بر مىآيد طرف خوشبيان و سخنور بوده است- ولى با اين حال، آداب مجلس قضا ايجاب مىكند كه داود در گفتار خود عجله نمىكرد، بلكه، از طرف مقابل شخصاً سؤال، و سپس داورى مىكرد، لذا از اين كار خود سخت پشيمان شد «و گمان كرد كه ما او را با اين جريان آزمودهايم» «وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ».
به همين دليل در مقام «استغفار» بر آمد «و از درگاه پروردگارش طلب آمرزش نمود، به سجده افتاد و توبه كرد» «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ».
«خَرَّ» از ماده «خرير» به معنى سقوط از بلندى و توأم با صدا است، مانند صداى آبشار، و از آنجا كه افراد سجدهكننده، گوئى از بلندى سقوط مىكنند و به هنگام سجده تسبيح مىگويند، اين تعبير كنايه از سجده كردن آمده.
تعبير به «راكِعاً» در آيه مورد بحث، يا به خاطر آن است كه ركوع به معنى سجده نيز در لغت آمده، و يا ركوع مقدمهاى است براى سجده.
***
خداوند او را مشمول لطف خود قرار داد و لغزش او را در اين ترك اولى، بخشيد چنان كه قرآن مىگويد: «ما اين عمل را بر او بخشيديم» «فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ».
«و او نزد ما داراى مقام والا و آينده نيك است» «وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ».
«زُلْفى» به معنى «مقام» (و قرب در پيشگاه خدا) است، و «حُسْنَ مَآب»، اشاره به بهشت و نعمتهاى اخروى مىباشد.
***