تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣
«خَصم» در اصل معنى مصدرى دارد، و به معنى «نزاع كردن» است، ولى بسيار مىشود كه به طرفين نزاع نيز «خصم» مىگويند، اين كلمه، بر مفرد و جمع هر دو اطلاق مىشود، و گاه جمع آن به صورت «خصوم» آمده است.
«تَسَوَّرُوا» از ماده «سور» به معنى ديوار بلندى است كه اطراف خانه يا شهر را گرفته باشد، ولى بايد توجه داشت كه اين ماده در اصل به معنى «پريدن و بالا رفتن» است.
«مِحْراب» به معنى صدر مجلس، و يا غرفههاى فوقانى است، و چون محل عبادت در آن قرار مىگرفته، تدريجاً به معنى «معبد» به كار رفته است، و در استعمالات روزمره، خصوصاً به مكانى كه امام جماعت براى اقامه نماز جماعت مىايستد، گفته مىشود.
در «مفردات» از بعضى نقل شده كه: «محراب» مسجد را از اين نظر محراب گفتهاند كه: محل حرب و جنگ با شيطان و هواى نفس است.
***
به هر حال، با اين كه «داود» عليه السلام محافظين و مراقبين فراوانى در اطراف خود داشتطرفين نزاع از غير راه معمولى از ديوار محراب و قصر او بالا رفتند، و ناگهان در برابر او ظاهر گشتند، چنان كه قرآن در ادامه اين بحث مىگويد:
«ناگهان آنها بر داود وارد شدند (بى آن كه اجازهاى گرفته باشند و يا اطلاع قبلى بدهند) لذا داود از مشاهده آنها وحشت كرده؛ زيرا فكر مىكرد قصد سوئى درباره او دارند» «إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ».
اما آنها به زودى وحشت او را از بين بردند و «گفتند: نترس! دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى تعدى كرده» و براى دادرسى نزد تو آمديم «قالُوا لاتَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ».