تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧
مفسران گفتگو است:
١- گاه، احتمال دادهاند: اين صداى گيرا و جذاب و پر طنين «داود» بود كه در كوهها منعكس مىشد، و پرندگان را به سوى خود جذب مىكرد (البته اين فضيلت مهمى محسوب نمىشود كه قرآن از آن با آن همه عظمت ياد كند).
٢- گاه گفتهاند: اين تسبيح، توأم با صداى ظاهرى و همراه با نوعى درك و شعور بوده، كه در باطن ذرات عالم است، طبق اين نظر، تمامى موجودات جهان از يك نوع عقل و شعور برخوردارند، و هنگامى كه صداى دلانگيز اين پيامبر بزرگ را در وقت مناجات مىشنيدند، با او همصدا مىشدند، و غلغله تسبيح آنها درهم مىآميخت.
٣- بعضى نيز احتمال دادهاند: اين، همان تسبيح تكوينى است كه همه موجودات، با زبان حال دارند، و نظام خلقت آنها به خوبى حكايت مىكند كه خداوند از هر عيب و نقص، پاك و منزه است و داراى علم و قدرت و هر گونه صفات كمال.
ولى اين معنى، اختصاص به «داود» ندارد كه از ويژگيهاى او شمرده شود، بنابراين از همه مناسبتر، تفسير دوم است، و اين از قدرت خدا بعيد نيست، اين زمزمهاى بود كه در درون اين موجودات جهان و در مكنون باطن آنها هميشه جريان داشت، اما خداوند به نيروى اعجاز، آن را براى داود ظاهر مىساختهمان گونه كه در مورد تسبيح سنگريزه در كف پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز مشهور است.
***
آيه بعد همچنان به ذكر نعمتهاى خداوند بر داود ادامه داده، مىفرمايد: «ما نظام حكومت او را استحكام بخشيديم» «وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ».