تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
به او داد، و حتى كوهها و پرندگان را مسخر او ساخت، تا نشان دهد هنگامى كه لطف او شامل حال كسى باشد، كارى از انبوه دشمنان ساخته نيست.
ولى، اين پيغمبر بزرگ نيز با آن همه قدرت ظاهرى از زخم زبان مردم در امان نماند، تا تسلى خاطرى براى پيامبر صلى الله عليه و آله باشد كه اين مسأله منحصر به او نبوده و بزرگان جهان در اين امر شركت داشتهاند.
نخست مىگويد: «در برابر آنچه آنها مىگويند، شكيبا باش! و به خاطر بياور بنده ما داود را كه صاحب قدرت بود و بسيار توبهكار» «اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ».
«أَيْد» به معنى «قدرت» است.
و «داود»، «ذا الايد» بود، نيروى جسمانيش در حدى بود كه در ميدان جنگ «بنى اسرائيل» با «جالوت» جبارِ ستمگر، با يك ضربه نيرومند به وسيله سنگى كه از فلاخن رها كرد، او را از بالاى مركب بر روى خاك افكند، و در خون خود غلطيد. حتى بعضى نوشتهاند: سنگ، سينه او را شكافت و از آن طرف بيرون آمد!
و از نظر قدرت سياسى، حكومتى نيرومند داشت كه با قدرت تمام، در برابر دشمنان مىايستاد، حتى گفتهاند: در اطراف محراب عبادت او هزاران نفر شب تا به صبح به حال آماده باش بودند!.
و از نظر قدرت معنوى و اخلاقى و نيروى عبادت، چنان بود كه بسيارى از شب را بيدار و به عبادت پروردگار مشغول بود، و نيمى از روزهاى سال را روزه مىگرفت.
و خداوند انواع نعم ظاهرى و باطنى را به او ارزانى داشته بود، «داود» مردى بود، نيرومند در جنگها، در عبادت، در علم و دانش و در حكومت، و صاحب نعمت فراوان.