تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
آيا اين مشركان «مكّه»، با اين كارهاى خود، سرنوشتى بهتر از آنها مىتوانند داشته باشند،؟ در حالى كه اعمال آنها همان اعمال است و سنت خداوند همان سنت؟!
لذا در آيه بعد به عنوان يك تهديد قاطع و كوبنده، مىگويد: «اينها با اين اعمال انتظارى جز اين نمىكشند كه يك صيحه آسمانى فرا رسد، صيحهاى كه در آن بازگشت نيست» «وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ».
اين صيحه، ممكن است، همانند صيحههائى باشد كه بر اقوام پيشين فرود آمد، صاعقهاى وحشتناك، يا زمين لرزهاى پر صدا، كه زندگى آنها را در هم كوبد.
و نيز ممكن است، اشاره به «صيحه عظيم پايان جهان» باشد كه از آن تعبير به «نفخه صور اول» مىشود.
بعضى از مفسران، تفسير اول را مورد ايراد قرار دادهاند و آن را مخالف آيه ٣٣ سوره «انفال» دانستهاند كه: مىفرمايد: وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ: «تا تو در ميان آنها هستى، خداوند آنان را مجازات نمىكند».
اما با توجه به اين كه، مشركان اين اعتقاد را درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نداشتند، و اعمالشان همانند اعمال اقوامى بود كه با صيحههاى آسمانى جان داده بودند، مىبايست هر لحظه در انتظار چنين سرنوشتى باشند، چرا كه آيه سخن از مسأله «انتظار» مىگويد (دقت كنيد).
بعضى به تفسير دوم نيز، ايراد كردهاند كه: مشركان عرب، به هنگام پايان جهان زنده نيستند كه آن صيحه عظيم دامانشان را بگيرد.
ولى اين ايراد، نيز درست نيست، به همان دليل كه قبلًا گفتيم؛ زيرا هيچ كس لحظه پايان جهان و قيام قيامت را نمىداند، بنابراين در آن روز نيز مشركان