تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
جاهلى تكيه بر كتب «يهود» و «نصارى» نداشت، تمام تكيهگاهش سنت و آئين نياكان و پدران بود، و همين شاهد خوبى براى تفسير اول است.
«اخْتِلاق» از ماده «خلق» در اصل به معنى ابداع چيزى بدون سابقه است، سپس اين كلمه به «دروغ» نيز اطلاق شده، چرا كه دروغگو در بسيارى از مواقع، مطالب بىسابقهاى را مطرح مىكند، بنابراين، منظور از «اختلاق» در آيه مورد بحث، اين است كه: ادعاى توحيد، ادعاى نوظهور و بىسابقهاى است كه محمّد صلى الله عليه و آله آن را مطرح كرده، و در ميان ما و پيشينيانمان كاملا ناشناخته بوده است، و اين خود دليل بر بطلان آن است!
***
نكته:
وحشت از نوآورى!
ترس از مسائل تازه و نوظهور، در طول تاريخ، يكى از علل اصرار اقوام گمراه بر انحرافات خود، و عدم تسليم در برابر دعوت پيامبران الهى بوده است، آنها از هر چيز تازهاى وحشت داشتند، و به همين جهت، به آئين انبيا با بدبينى فوقالعاده مىنگريستند، هنوز آثار اين تفكر جاهلى در اقوام زيادى وجود دارد، در حالى كه نه دعوت پيامبران به سوى توحيد، مطلب تازهاى بود، و نه اگر چيز تازهاى باشد، دليل بر بطلان آن مىشود، بايد تابع منطق بود، و تسليم حق، هر جا كه باشد و از هر كه باشد.
عجب اين كه: وحشت از نوآورى گاه، مع الاسف، دامن بعضى از دانشمندان را نيز مىگيرد، و در برابر نظرات علمى تازه، عَلَم مخالفت برمىدارند، و «إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ» مىگويند!
مخصوصاً در تاريخ «ارباب كليسا» اين مسأله بسيار ديده مىشود كه آنها در