تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
بخش ديگرى، از اين سوره، بيان گوشههائى از حالات هفت پيامبر بزرگ بود، آيه دوم اشارهاى به آنها است.
و بالاخره، بخش ديگرى از نعمتهاى الهى، مخصوصاً انواع نعمتهاى بهشتى، و پيروزى جنود الهى بر لشكر كفر سخن مىگفت، و حمد و ستايش خدا در پايان كار اشارهاى به همه اينها است.
بعضى از مفسران، تحليل ديگرى در مورد آيات سهگانه آخر اين سوره دارند، و آن اين است:
مهمترين مسائلى كه انسان را به خود مشغول مىدارد معرفت سه چيز است:
نخست، معرفت خداوند عالم به مقدار توانائى بشر، و آخرين كارى كه انسان در اين زمينه مىتواند انجام دهد سه امر است:
منزه دانستن او از آنچه شايسته مقام او نيست كه با لفظ «سبحان» بيان شده.
و توصيف او به تمام صفات كمال، كه با كلمه «ربّ» كه دليل بر حكمت و رحمت خداوند و مالكيت و تربيت موجودات است اشاره شده.
و منزه بودن از هر گونه شريك و نظير، كه در جمله «عَمَّا يَصِفُون» آمده است.
دومين مسأله مهم در زندگانى انسانها، مسأله تكميل نقائص است كه آن نيز بدون وجود رهبران الهى و ارشادكنندگان آسمانى، ممكن نيست، و جمله «سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِيْن»، اشارهاى به آن است.
سومين مسأله مهم در زندگى انسان اين است: كه بداند سرنوشت او بعد از مردن چگونه خواهد بود؟ در اينجا توجه به نعمتهاى «ربّ العالمين» و مقام غنا و رحمت و لطف او، به انسان آرامش مىدهد- وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِيْن. «١»