تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
روى بگردان و آنان را به حال خود واگذار تا مدت معينى» «وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ».
***
«لجاجت و كارشكنى آنها و تكذيب و انكارشان را بنگر، كه آنها نيز به زودى نتيجه كار خود را مىنگرند»! «وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ».
اين تكرار، چنان كه گفتيم: به خاطر تأكيد است كه آنها بدانند اين يك مسأله قطعى است كه به زودى مجازات، شكست و ناكامى خود را خواهند ديد، و به نتائج مرارتبار اعمالشان گرفتار مىشوند و پيروزى مؤمنان نيز قطعى و مسلّم است.
يا به خاطر اين است كه نخست، آنها را به مجازات دنيا تهديد مىكند و بار دوم، به مجازات و كيفر الهى در آخرت.
***
پس از آن سوره را با سه جمله پرمعنى، درباره «خداوند»، «پيامبران» و «جهانيان» پايان مىدهد.
مىفرمايد: «منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت و قدرت، از اين توصيفهاى بىاساسى كه مشركان و جاهلان مىكنند» «سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ».
گاه، فرشتگان را دختران او مىنامند، گاه، در ميان او و «جنّ» نسبى قائل مىشوند، و گاه، موجودات بىارزشى همچون قطعات سنگ و چوب را همرديف او قرار مىدهند.
تكيه بر «عزّت» (قدرت مطلق و شكست ناپذير) در حقيقت، به معنى كشيدن خط بطلان بر تمام اين معبودهاى خيالى است.