تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢
در گِردش نشسته بودند فرمود: اطَّتِ السَّماءُ وَ حَقٌّ لَها انْ تَأَطَّ! لَيْسَ مِنْها مَوْضِعُ قَدَمٍ الَّا عَلَيْهِ مَلَكٌ راكِعٌ اوْ ساجِدٌ، ثُمَّ قَرَأَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ: «آسمان (از سنگينى بار خود) تكان خورد، و حق دارد تكان بخورد، چرا كه در آن به اندازه جاى پائى نيست، مگر اين كه: فرشتهاى بر آن در حال ركوع يا سجود است! سپس اين آيات را قرائت فرمود: وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ...». «١»
اين تعبيرهاى گوناگون، كنايه لطيفى است از اين كه: عالم هستى پر است از فرمانبرداران پروردگار و تسبيحكنندگان براى او.
***
سپس در چهار آيه اخير، به يكى از عذرهاى ناموجّه اين مشركان در ارتباط با همين مسأله بتپرستى و مطالب ديگر اشاره كرده و پاسخ مىدهد، مىفرمايد:
«آنها پيوسته مىگفتند ...» «وَ إِنْ كانُوا لَيَقُولُونَ». «٢»
***
«اگر نزد ما يكى از كتب آسمانى پيشينيان بود ...» «لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ».
***
«ما از بندگان مخلص خدا بوديم» «لَكُنَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ».
اين همه از بندگان مخلص و آنان كه خدايشان خالص كرده است، سخن مگوى! و پيامبران بزرگى همچون «نوح»، «ابراهيم»، «موسى» و غير آنها را به رخ ما مكش! ما هم اگر مشمول لطف خدا شده بوديم و يكى از كتب آسمانى بر