تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
معمول و مأنوس نيست، به خصوص در قرآن مجيد.
تفسير سومى، كه بعضى براى اين آيه گفتهاند اين است كه: آنها «جنّ» را همسران خدا مىپنداشتند و ملائكه را دختران او!!
اين نيز بعيد به نظر مىرسد، چون اطلاق كلمه «نسب» به «همسرى» نيز بعيد است.
تفسيرى كه از همه مناسبتر است اين است كه: منظور از «نسب» هر گونه نسبت و رابطه است، هر چند جنبه خويشاوندى نداشته باشد، و مىدانيم كه جمعى از مشركان عرب، جنّ را مىپرستيدند و آنها را شريك خدا مىپنداشتند، و به اين ترتيب رابطهاى ميان آنها و خداوند قائل بودند.
به هر حال، قرآن مجيد اين عقيده خرافى را سخت انكار كرده، و مىگويد:
«جنيانى كه بتپرستان خرافى آنها را معبود خود مىپندارند، يا رابطه خويشاوندى با خدا براى آنها قائلند، آرى همان جنيان، به خوبى مىدانستند كه اين بتپرستان خرافى، در دادگاه عدل الهى براى حساب و مجازات احضار مىشوند» «وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ».
بعضى احتمال ديگرى در تفسير اين آيه داده، گفتهاند: منظور اين است:
«جنيان اغواگر، مىدانند كه خود در دادگاه خداوند براى حساب و كيفر احضار مىشوند»، ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد. «١»
***
بعد مىافزايد: «منزه است خداوند از توصيفى كه اين گروه (جاهل و گمراه) مىكنند» «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ».
***