تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
آيا وقت آن نرسيده است كه از اين لاطائلات و خرافات زشت و رسوا دست برداريد؟ «آيا متذكر نمىشويد»؟ «أَ فَلا تَذَكَّرُونَ».
اين سخنان، به قدرى باطل و بىپايه است كه اگر آدمى يك ذره عقل و درايت داشته باشد و انديشه كند، باطل بودن آن را درك مىنمايد.
***
بعد از ابطال ادعاى خرافى آنها با يك دليل حسى و يك دليل عقلى، به سومين دليل مىپردازد كه دليل نقلى است، مىگويد: اگر چنين چيزى كه شما مىگوئيد صحت داشت، بايد اثرى از آن در كتب پيشين باشد، «آيا شما دليل روشنى در اين زمينه داريد»؟! «أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ».
***
اگر داريد، «كتاب خود را بياوريد اگر راست مىگوئيد»! «فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
در كدام كتاب؟ در كدام نوشته؟ و در كدام وحى آسمانى چنين چيزى آمده؟
و بر كدام پيامبر نازل شده است؟!
اين سخن، نظير گفتگوى ديگرى است كه قرآن با بتپرستان دارد. پس از آن كه مىگويد: آنها فرشتگان را كه بندگان خدا هستند، دختران قرار دادهاند، و ادّعا مىكنند: اگر خدا نمىخواست ما اينها را پرستش نمىكرديم، مىگويد: أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ: «آيا ما كتابى پيش از آن براى آنها فرستادهايم و در اين ادّعاى خود به آن تمسك مىجويند»؟. «١»
نه، اينها چكيده كتب آسمانى نيست، اينها خرافاتى است كه از نسلى به نسل ديگر، و از جاهلانى به جاهلان ديگر، منتقل شده، و هيچ مبنا و مأخذ