تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
و از اينجا روشن مىشود كه آنها بت معروفى به نام «بعل» داشتند كه در مقابل آن سجده مىكردند، «الياس» عليه السلام آنها را از اين عمل زشت باز داشت، و به سوى آفريدگار بزرگ جهان و توحيد خالص دعوت كرد.
و از همين جا است كه جمعى معتقدند، مركز فعاليت «الياس» عليه السلام شهر «بعلبك» از شهرهاى «شامات» بوده است «١»
زيرا «بعل»، نام آن بت مخصوص و «بك» به معنى شهر بود، و از تركيب اين دو با هم «بعلبك» به وجود آمد، گفتهاند: اين بت طلائى به قدرى بزرگ بود كه طولش به ٢٠ ذراع مىرسيد! چهار صورت داشت، و خدمه او بالغ بر چهار صد نفر بود!. «٢»
ولولى بعضى، «بعل» را اسم بت معينى ندانسته، بلكه به معنى مطلق بت گرفتهاند، و بعضى ديگر، آن را به معنى «ربّ و معبود» مىدانند.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «بعل» در اصل، به معنى شوهر است، اما «عرب» معبودهائى را كه به وسيله آن به خدا تقرب مىجستند «بعل» مىناميد.
تعبير به بهترين خالق، با اين كه آفريننده واقعى در عالم جز خدا نيست- ظاهراً اشاره به مصنوعاتى است كه انسان با تغيير شكل دادن مواد طبيعى درست مىكند، و از اين نظر خالق بر او اطلاق مىگردد، هر چند خالق مجازى است.
***
به هر حال «الياس» عليه السلام اين قوم بتپرست را سخت نكوهش كرد، و ادامه داد: «خدائى را رها مىكنيد كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما است» «اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ».