تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
***
در نخستين مورد، مىفرمايد: «ما اين دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهائى بخشيديم» «وَ نَجَّيْناهُما وَ قَوْمَهُما مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ».
چه اندوهى از اين بزرگتر كه «بنى اسرائيل» در چنگال فرعونيانِ جبار و خونخوار، گرفتار بودند، پسرانشان را سر مىبريدند، و زنانشان را به خدمتكارى و مردان را به بردگى و بيگارى وامىداشتند!.
آرى، از دست دادن حريت و آزادى، و گرفتارى در چنگال سلطان بيرحمى كه نه بر صغير رحم مىكرد و نه بر كبير، و حتى نواميس قوم و ملتى را به بازيچه مىگرفت، كرب عظيم و اندوه بزرگى بود، و اين نخستين منتى است كه خدا بر قوم «بنى اسرائيل» نهاد.
***
در مورد دوم، مىفرمايد: «ما آنها (موسى و هارون و بنى اسرائيل) را يارى كرديم، تا آنها بر دشمنان نيرومند خود پيروز شدند» «وَ نَصَرْناهُمْ فَكانُوا هُمُ الْغالِبِينَ».
در آن روز كه لشكر خونخوار فرعونى، با قدرت و نيروى عظيم، و در پيشاپيش آنها شخص «فرعون» به حركت درآمد، «بنى اسرائيل» قومى ضعيف و ناتوان و فاقد مردان جنگى و سلاح كافى بودند، اما دست لطف خدا به يارى آنها آمد، فرعونيان را در ميان امواج دفن كرد، و آنها را از غرقاب رهائى بخشيد، كاخها، ثروتها، باغها و گنجهاى فرعونيان را به آنها سپرد.
***
در سومين مورد، به مواهب معنوى كه خدا به اين قومِ از بند رسته، عنايت فرمود اشاره كرده، مىگويد: «ما به آن دو كتاب آشكار داديم» «وَ آتَيْناهُمَا الْكِتابَ