تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
و پدر قهرمان فداكار نيز گفت: «اللَّهُ اكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْد». «١»
و اين شبيه تكبيراتى است كه حجّاج روز «عيد قربان» مىگويند.
***
اما براى اين كه: برنامه ابراهيم عليه السلام ناتمام نماند، و در پيشگاه خدا قربانى كرده باشد، و آرزوى ابراهيم عليه السلام برآورده شود، خداوند قوچى بزرگ، فرستاد تا به جاى فرزند قربانى كند و سنتى براى آيندگان در مراسم «حج»، و سرزمين «منى» از خود بگذارد، چنان كه قرآن مىگويد: «ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم» «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ».
در اين كه: عظمت اين ذبح از چه نظر بوده، از نظر جسمانى و ظاهرى؟ و يا از جهت اين كه: فداى فرزند ابراهيم عليه السلام شد؟ و يا از نظر اين كه: براى خدا و در راه خدا بود؟ و يا از اين نظر كه: اين قربانى از سوى خدا براى ابراهيم عليه السلام فرستاده شد؟.
مفسران، گفتگوهاى فراوانى دارند، ولى هيچ مانعى ندارد كه تمام اين جهات در ذبح عظيم، جمع، و از ديدگاههاى مختلف داراى عظمت باشد.
يكى از نشانههاى عظمت اين ذبح آن است كه با گذشت زمان، سال به سال وسعت بيشترى يافته، و الآن در هر سال بيش از يك ميليون نفر به ياد آن ذبحِ عظيم قربانى مىكنند و خاطرهاش را زنده نگه مىدارد.
«فَدَيْنا» از ماده «فدا» در اصل به معنى قرار دادن چيزى به عنوان بلاگردان و دفع ضرر، از شخص يا چيز ديگر است، لذا مالى را كه براى آزاد كردن اسير مىدهند «فديه» مىگويند، و نيز كفارهاى را كه بعضى از بيماران به جاى روزه مىدهند به اين نام ناميده مىشود.