تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١
***
«آنچه را در خواب مأموريت يافتى انجام دادى» «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا».
«ما اين گونه نيكوكاران را جزا و پاداش مىدهيم» «إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ».
هم به آنها توفيق پيروزى در امتحان مىدهيم، و هم نمىگذاريم فرزند دلبندشان از دست برود، آرى، كسى كه سر تا پا تسليم فرمان ما است، و نيكى را به حد اعلاء رسانده، جز اين پاداشى نخواهد داشت.
***
سپس مىافزايد: «اين مسلماً امتحان مهم و آشكارى است» «إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ».
ذبح كردن فرزند با دست خود، آن هم فرزندى برومند و لايق، براى پدرى كه يك عمر در انتظار چنين فرزندى بوده، كار ساده و آسانى نيست، چگونه مىتوان دل از چنين فرزندى بركند؟ و از آن بالاتر با نهايت تسليم و رضا، بى آن كه خم به ابرو آورد به امتثال اين فرمان بشتابد، و تمام مقدمات را تا آخرين مرحله انجام دهد، به طورى كه از نظر آمادگىهاى روانى و عملى چيزى فروگذار نكند!
و از آن عجيبتر، تسليم مطلق اين نوجوان در برابر اين فرمان بود، كه با آغوش باز و با اطمينان خاطر به لطف پروردگار و تسليم در برابر اراده او به استقبال ذبح شتافت.
لذا در بعضى از روايات آمده است: هنگامى كه اين كار انجام گرفت، «جبرئيل» (از روى اعجاب) صدا زد: «اللَّهُ اكْبَر» «اللَّهُ اكْبَر! ...»
و فرزند ابراهيم صدا زد: «لا الهَ الَّا اللَّه، وَ اللَّهُ اكْبَر! ...»