تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢
خطا مىشود، و از اين نظر، گاه ممكن است به مرحله حرام برسد، اما هر گاه نه چنين مفسدهاى دارد، و نه مصداق كذب و دروغ است، دليلى بر حرمت آن نداريم، و روايت امام صادق عليه السلام از اين قبيل است.
بنابراين، تنها دروغ نبودن براى توريه كردن كافى نيست، بلكه بايد مفاسد ديگر نيز در آن نباشد.
و البته در مواردى كه ضرورتى ايجاب كند كه، انسان دروغى بگويد، مسلماً مادام كه توريه ممكن است، بايد توريه كرد، تا سخن مصداق دروغ نباشد.
اما اين كه: آيا براى پيامبران توريه جايز است يا نه؟ بايد گفت: در صورتى كه موجب تزلزل اعتماد عمومى مردم شود جايز نيست، چرا كه سرمايه انبياء در طريق تبليغ، همان سرمايه اعتماد عمومى مردم است، و اما در مواردى مانند آنچه در داستان ابراهيم عليه السلام در آيات فوق آمده، كه اظهار بيمارى كند، و يا همچون منجمان نگاه در ستارگان آسمان بيفكند، و هدف مهمى در اين كار باشد، بى آن كه پايههاى اعتماد حقجويان را متزلزل سازد، به هيچ وجه اشكالى ندارد.
***
٢- ابراهيم عليه السلام و «قلب سليم»
مىدانيم «قلب» در اصطلاح قرآن به معنى روح و عقل است، بنابراين «قلب سليم» به روح پاك و سالمى گفته مىشود كه از هر گونه شرك و شك و فساد خالى است.
قرآن مجيد بعضى از قلوب را به عنوان «قاسيه» (قساوتمند) توصيف كرده است. «١»
و گاه قلوبى را به عنوان «ناپاك» معرفى نموده. «٢»