تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
ورود به خانه مىطلبد، صاحبخانه (كه مانعى از پذيرش او دارد) به كنيز مىگويد: بگو: او اينجا نيست (و منظور از آن مثلًا همان پشت در خانه است) امام عليه السلام فرمود: اين دروغ نيست». «١»
اما، حق اين است كه در اينجا بايد تفصيلى داد، و به عنوان يك ضابطه كلى گفت: هر گاه لفظ از نظر مفهوم لغوى و عرفى قابليت دو معنا دارد، ولى ذهنيات مخاطب آن را بر معنى خاصى تطبيق مىكند، در حالى كه گوينده اراده معنى ديگرى را دارد، اين چنين توريهاى دروغ نيست مثل اين كه لفظ مشترك را به كار برند، ذهن شنونده متوجه يك معنى شود در حالى كه گوينده نظرش معنى ديگرى باشد.
فى المثل، در حالات «سعيد ابن جبير» آمده است: «حجاج» از او پرسيد:
نظر تو درباره من چگونه است؟ گفت: به عقيده من تو «عادل» هستى! اطرافيان، شاد شدند، «حجاج» گفت: او با اين سخن حكم كفر مرا صادر كرد؛ زيرا يك معناى عادل عدول كننده از حق به باطل است! قرآن مجيد مىگويد: «ثُمَّ الَّذِيْنَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ» «٢»- «٣»
اما اگر لفظ، از نظر مفهوم لغوى و عرفى تنها يك معنى دارد و گوينده آن را رها مىكند و به سوى معناى مجازى مىرود، بى آن كه قرينه مجاز را ذكر كند، اين چنين توريهاى بدون شك حرام است، و ممكن است با اين تفصيل ميان نظرات مختلف فقها جمع كرد.
ولى، بايد توجه داشت: حتى در مواردى كه توريه، مصداق كذب و دروغ نيست، گاهى مفاسد آن را در بر دارد و سبب اغراء به جهل و افكندن مردم در