تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١
٨٨- (سپس) نگاهى به ستارگان افكند.
٨٩- و گفت: «من بيمارم (و به مراسم جشن نمىآيم)»!.
٩٠- آنها از او روى برتافته و به او پشت كردند.
٩١- او به سراغ خدايان آنها آمد و گفت: «چرا (از اين غذاها) نمىخوريد؟!
٩٢- چرا سخن نمىگوئيد»؟!
٩٣- سپس ضربهاى محكم با دست راست بر پيكر آنها فرود آورد.
٩٤- آنها با سرعت به او روى آوردند.
تفسير:
طرح جالب بت شكنى ابراهيم عليه السلام
در اين آيات، بخش قابل ملاحظهاى از زندگى «ابراهيم» قهرمان بتشكن عليه السلام به دنبال گوشههائى از تاريخ پر ماجراى نوح عليه السلام آمده است.
نخست: از ماجراى بتشكنى ابراهيم عليه السلام و برخورد شديد بتپرستان با او، سخن مىگويد، و در قسمت ديگرى، پيرامون بزرگترين صحنه فداكارى ابراهيم عليه السلام خليل، و مسأله قربانى فرزندش، بحث مىكند، و اين قسمت در قرآن مجيد منحصراً در همين جا مطرح شده است.
آيه نخست ماجراى ابراهيم عليه السلام را به اين صورت با ماجراى نوح عليه السلام پيوند مىدهد، مىفرمايد: «و از پيروان نوح و ابراهيم بود» «وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ».
او در همان خط توحيد و عدل، در همان مسير تقوا و اخلاص كه سنت نوح عليه السلام بود، گام بر مىداشت، كه انبياء همه مبلغان يك مكتب و استادان يك دانشگاهاند و هر كدام برنامه ديگرى را تداوم مىبخشند و تكميل مىكنند.
چه تعبير جالبى؟ ابراهيم عليه السلام از شيعيان نوح عليه السلام بود، با اين كه فاصله زمانى