دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣١ - ١/ ٢ نكوهش امام، ياران خود را به خاطر بىميلى براى رفتن به سوى شام
از آنچه ناخوش دارم، جدا مىشويد و به آنچه دوست دارم، باز مىگرديد و به آنچه مىخواهيد، مىرسيد و به آرزوهايتان دست مىيابيد».
ر. ك: ج ٧ ص ١٣٥ (غارت سفيان بن عوف).
١/ ٢
نكوهش امام، ياران خود را به خاطر بىميلى براى رفتن به سوى شام
٢٧٥١. الغارات به نقل از قيس بن سكن: در مَسكِن[١] بوديم كه شنيدم على ٧ مىگفت:
«اى گروه مهاجران! «وارد سرزمين مقدّسى شويد كه خداوند برايتان نوشته است و باز نگرديد كه زيانكار خواهيد شد»».
با درنگ و اين پا و آن پا كردن، گفتند: سرما شديد است كه جنگشان زمستان بود. حضرت فرمود: «آنان نيز مثل شما سردشان مىشود».
آنان اقدامى نكردند و روى برتافتند. چون امام ٧ رفتارشان را ديد، فرمود: «اف بر شما! اين روشى است كه بر شما جارى است».
٢٧٥٢. شرح نهج البلاغة به نقل از ابى ودّاك: پس از واقعه نهروان، چون مردم تمايلى براى رفتن به سوى شام نشان ندادند، على ٧ به آنان روى آورد و در نُخيله فرودشان آورد و به مردم فرمان داد كه در لشكرگاه خود باشند و خود را آماده جهاد كنند و با زنان و فرزندانشان كمتر ديدار كنند، تا آنان را به سوى دشمنشان كوچ دهد.
اين رأى و تصميم، درست بود اگر عمل مىكردند؛ ولى آنان عمل نكردند و به تدريج گريخته، به كوفه وارد شدند و آن حضرت را با گروهى اندك از سرشناسان باقى گذاشتند و لشكرگاه خالى شد. نه آنان كه وارد كوفه شدند، دوباره نزد امام برگشتند، نه آنان كه با وى مانده بودند، صبر كردند. چون چنين ديد، وارد كوفه شد.
[١]. نام جايى در كوفه نزديك اوانا در ساحل نهر دُجيل كه نبردى ميان عبدالملك مروان و مصعب بن زبير در آن جا رخ داد و مصعب كشته شد. قبر او هم در آنجاست( معجم البلدان: ج ٥ ص ١٢٧).