دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١ - ٣/ ٣ روانه كردن عبد الله بن عباس به سوى خوارج
گفتند: حقّا كه او امير مؤمنان بود، امّا آنگاه كه در دين خدا، داور برگزيد، از ايمان بيرون شد. پس بايد بعد از اقرار به كفر، توبه كند تا ما به سويش بازگرديم.
ابن عبّاس گفت: براى مؤمنى كه ايمانش به شك در نياميخته، سزاوار نيست كه به كفر خود اقرار ورزد.
گفتند: او داور برگزيد!
گفت: همانا خداى عز و جل در مسئله قتل صيد، ما را به داورى امر فرموده و گفته است: «... دو عادل از شما در آن داورى كنند». پس چرا در [مسئله] پيشوايى كه بر مسلمانان دشوار شده، چنين نباشد؟
گفتند: [امّا] در اينجا، داورى به زيان او شد و از اينرو، وى [نتيجه آن را] نپذيرفت.
گفت: داورى همانند پيشوايى است. وقتى پيشوا فاسق شود، نافرمانى از او واجب مىگردد. همين گونهاند داوران، كه هر گاه [با حق] مخالفت ورزند، گفتارشان كنار نهاده مىشود.
برخى از خوارج به يكديگر گفتند: دليل آورى قريش را، حجتى بر ضدّ خويش نسازيد! اين مرد از كسانى است كه خداى عز و جل درباره ايشان فرموده است: «بلكه آنان مردمى ستيزهجويند». و نيز فرموده است: «تا قوم ستيزهگر را انذار دهى!».
٢٦٧٣. الكامل، مبرّد: گردآمدگان در نُخَيله[١] به ابن عبّاس گفتند: اگر على بر حق بود، در آن شك نمىكرد و به داورى ناچار نمىشد. او را چه شد كه وقتى پيروز گشت، دشمن را به اسيرى نگرفت؟
ابن عبّاس گفت: پاسخ را در باب داورى شنيديد. و امّا سخنتان درباره اسير گرفتن؛ آيا شما مادرتان عايشه را به اسيرى مىبريد؟
[١]. نخيله، مصغر نخله، جايى در نزديكى كوفه به طرف شام است؛ همان جايى كه امام على ٧ به سوى آنجا لشكر كشيد( معجم البلدان: ج ٥ ص ٢٧٨).