دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٧ - ٣/ ٢ استدلالهاى امام در برابر زرعه و حرقوص
٣/ ٢
استدلالهاى امام در برابر زُرعه و حِرقوص
٢٦٦٨. تاريخ الطبرى به نقل از عون بن ابى جحيفه: چون على ٧ خواست ابو موسى را براى داورى روانه كند، دو تن از خوارج، زُرْعة بن برج طائى و حرقوص بن زُهَير سعدى، نزدش آمدند و بر وى وارد شدند. به او گفتند: حكم، تنها ازآنِ خداست!
على ٧ [نيز] گفت: «حكم، تنها از آنِ خداست!».
حرقوص به وى گفت: از خطاى خويش توبه كن و از تصميمت باز گرد و ما را بر دشمنمان بتازان تا با ايشان بجنگيم، چندان كه پروردگارمان را ديدار كنيم.
على ٧ به ايشان گفت: «از شما همين را خواستم و از من سرپيچيديد. همانا ميان خود و ايشان پيمانى نگاشتهايم و شروطى بر نهادهايم و عهدها و ميثاقهاى خويش بر آن بستهايم؛ و خداى عز و جل فرموده است: «چون با خدا پيمان بستيد، بدان وفا كنيد و چون سوگند اكيد خورديد، آن را مشكنيد، كه خدا را ضامن خويش كردهايد و او مىداند كه چه مىكنيد»».
حرقوص به وى گفت: اين گناهى است كه توبه از آن، رواست.
على ٧ گفت: «اين گناه نيست؛ بلكه سستىِ انديشه و ناتوانى رفتار است كه من پيشتر هر چه را در آن مىرفت، برايتان باز گفتم و از آن نهيتان كردم».
زُرْعة بن برج به او گفت: هَلا! به خدا سوگند، اى على! اگر داورى مردان در كتاب خداى عز و جل را رها نكنى، با تو مىجنگم؛ و از اين كار، عنايت و خشنودى خدا را طلب مىكنم.
على ٧ به وى گفت: «بَدا به تو، كه چه تيرهبختى! گويى مىبينم كه كشته افتادهاى و باد بر تو مىوزد و خاك بر تو مىپراكنَد!».
گفت: دوست مىدارم كه همين سان شود.