دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩ - ١٣/ ١ خطبه امام، هنگام بازگشت از صفين
دستخوش اختلاف شده، امور نابهسامان گشته، و راهِ خلاصى [از اين فتنهها] تنگ آمده بود و راه برون شدن [به سوى هدايت]، كور شده بود. پس، نشانه هدايت گم، و كورى فراگير شده بود.
در آن حال، از خداوند مهرورز سرپيچى مىشد، شيطان يارى مىگشت، ايمانْ خوار و ستونهايش ويران و نشانههايش دگرگون و راههايش نابود و جادههايش ناپديد شده بود.
در آن حال، از شيطان فرمان مىپذيرفتند و در راههاى او گام مىنهادند و به سرچشمههاى وى وارد مىشدند. به يارى ايشان، نشانههاى شيطان، روان [و فراگير] و پرچم او برافراشته گشت، آن هم در فتنههايى كه مردم را زير گامهاى خويش لگدمال كرد و زير سُمهايش در هم كوفت و خود، پا بر جا ايستاد. پس در آن فتنهها، مردم سرگشته و حيران و بىخبر و فريفته، در بهترين خانه (مكّه) با بدترين همسايگان به سر مىبردند و خوابشان بيدارى و سرمه ديدگانشان اشك بود؛ در سرزمينى كه دانشمندش لگام زده و نادانش گرامى بود.
[شريف رضى گفته است: در بخشى از اين خطبه، امام ٧ درباره خاندان پيامبر درود و سلام خدا بر او باد سخن مىگويد:]
ايشان جايگاه راز خدا، پناهگاه فرمان، مخزن دانش، بازگشتگاهِ حكمت، خزانه كتابها [ى آسمانى]، و كوههاى دين او هستند كه با ايشان، قامت خميده دين را راست فرمود ولرزش پيكر آن را از ميان بُرد.
[شريف رضى گفته است: در بخشى ديگر از خطبه، امام ٧ از گروهى ديگر سخن مىرانَد:]
گناه كاشتند و آن را با فريب، آبيارى نمودند و هلاكت درو كردند. از اين امّت، هيچ كس با خاندان محمّد ٦ سنجيدنى نيست و آنان را كه همواره نعمت آن خاندان بر ايشان جارى است، با آنها نمىتوان برابر شمرد.
ايشان، بنيان دين و ستون يقين هستند كه افراطكار به آنان باز مىگردد و وا پس مانده به ايشان مىپيوندد. ويژگىهاى حقّ امامت از آنِ ايشان است، و جانشينى و ميراثبرى [از پيامبر ٦] در آنان جريان دارد. اكنون حق به شايستگانش بازگشته و به جايگاهى كه از آن رخت بر بسته بود، باز آمده است.