لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٠١ - باب عقد الاحرام و شرطه و نقضه و الصلاة له
باب عقد الاحرام و شرطه و نقضه و الصّلاة له
اين بابى است در بستن احرام و در شرطى كه مستحب است كردن آن و بر همزدن احرام و نمازى كه احرام را در عقب او واقع مىسازند بدان كه خلافست كه احرام كدام است و احرام به معنى حرام گردانيدنست به نيت چيزهائى را كه حق سبحانه و تعالى در حالت احرام حرام گردانيده است پس جمعى را اعتقاد آنست كه احرام نيت است و بس، و تلبيه واجبست كه عقد احرام به آن مىشود، و جمعى هر دو را احرام مىدانند چون تحقّق احرام به تلبيه است، و بعضى اين هر دو را احرام مىدانند با پوشيدن جامهاى احرام، و بحسب ظاهر روايات قول اول اظهر است پس ناچار است كه بداند كه چه چيزها حرامست تا نيت توان كرد و لازم نيست كه همه را مفصلا در خاطر داشته باشد در حالت نيت اگر چه بهتر است.
و از بسيارى از احاديث ظاهر مىشود كه اگر سه چيز را در اول بگويد كافى است كه آن زنان و جامهاى دوخته است و بوى خوش چنانكه خواهد آمد، و احرام مثل صيام است كه خلافست كه تركست يا معنى وجوديست كه كف نفس باشد از محرمات، و شكى نيست كه كف نفس بهتر است، و باز بعضى چيزها بىدغدغه واجبست كف نفس از آنها، و بعضى بىدغدغه سنت است و بعضى مختلف فيه است پس اگر قصد كف نفس از همه كنند اللَّه كافيست و يا به آن كه قصد كند كه احرام مىگيرم از محرمات بى دغدغه وجوبا