لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٧ - داستان ابن ابى العوجاء
شما چنين گفته است و اين سخنان از اينجا بدر نرود مبادا كشته شويم و هر كه سرفهاش آيد مىبايد سرفه بكند يعنى شبهه چند دارم و مىخواهم جواب شبهات مرا بگويى رخصت مىدهى كه بگويم.
حضرت فرمودند كه بگو آن ملحد گفت تا چند بكوبيد اين خرمن را چنانكه حيوانات در خرمنها مىدوند كه كاه از دانه جدا شود و شما نيز بر دور اين خانه از جهة طواف مىدويد چنانكه خواهد دويدن در طواف و ممكن است كه مراد أو طىّ باديهها باشد، و تا چند پناه باين سنگ آوريد كه خانه باشد يا حجر الاسود و حال آن كه انسان اشرف مخلوقاتست و جمادات اخس موجوداتست، و تا چند بندگى كنيد خانه را كه بلند كردهاند از آجر و گل، و تا چند مانند شتران رم كرده بر دور اين خانه دويد و اين دويدن خوب نيست و ليكن سنيان مىكردند، هر كه فكر مىكند در اين اعمال يا مىسنجند اين اعمال با افعال عقلا: مىداند كه بنا نهاده است اين افعال را كسى كه حكيم نيست و صاحب فكر صايب نيست بلكه فعل جهّال است نه افعال عقلا پس جواب بگو شبهه مرا كه تو رئيس اين جماعتى و مرتبه تو از همه بلندتر است و پدرت اساس و نظام اين كار بود.
پس حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر كه را حق سبحانه و تعالى هدايت نمود و او هدايت الهى را قبول نكرد و حق سبحانه و تعالى او را واگذاشت و سلب توفيق و هدايت از او كرد حق در كام او گوارا و شيرين نيست، و شيطان بر او مسلط مىشود و او را بر سراب شور و تلخ ضلالت مىبرد و بر نمىگرداند و اين خانهايست كه حق سبحانه و تعالى آزمايش نموده است خلقش را يعنى معامله آزمايندگان كرده است با ايشان تا مستحق ثواب شوند و خصوصيتى باين خانه ندارد، و چون واجب بالذات