لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢١ - بلندى كعبه
چيزها مىبينند و مىدانند و با عقول اكثر خلايق درست نمىآيد و اللَّه تعالى يعلم.
[بلندى كعبه]
(و انّما صار البيت مرتفعا يصعد اليه بالدّرج لأنّه لمّا هدم الحجّاج الكعبة فرّق النّاس ترابها فلمّا ارادوا ان يبنوها خرجت عليهم حيّة فمنعت النّاس البناء فاتى الحجّاج فاخبر فسال الحجّاج علىّ بن الحسين صلوات اللَّه عليهما عن ذلك فقال له مر النّاس ان لا يبقى احد منهم اخذ شيئا الّا ردّه فلمّا ارتفعت حيطانه امر بالتّراب فالقى فى جوفه فلذلك صار البيت مرتفعا يصعد اليه بالدّرج.)
و كالصحيح منقول است از ابان بن تغلب كه چرا كه خانه بلند شده است كه به زينه پايه بالا مىبايد رفت با آن كه اول برابر زمين مسجد الحرام بود از آن جهت كه چون حجاج قصد گرفتن عبد اللَّه بن زبير كرد و او متحصن شد بمسجد الحرام و كعبه و منجنيقها گذاشتند و سنگ بسيار ريختند تا خانه كعبه منهدم شد و عبد اللَّه بن زبير را گرفت و مردمان از جهة تبرك خاك و سنگ بسيار از كعبه به خانهاى خود مىبردند پس چون اراده كرد كه خانه را بسازد مارى عظيم پيدا شد و مانع شد از ساختن خانه تا آن كه حجاج به خدمت حضرت سيد الساجدين ٧ آمد و علت اين منع را از حضرت پرسيد حضرت فرمودند كه چون اين كعبه بناى حضرت ابراهيم و اسماعيل است و خاك و سنگى كه سابق داشت شرفى ديگر داشت و مردمان بسيارى از آن را بردهاند مردمان را بگو كه هر كه چيزى برده است پس آورد پس حكم كرد كه هر كه هر چه برده بود پس آورد و ممانعت آن مار بر طرف شد و شروع كردند در ساختن آن خانه پس چون ديوارها بلند شد ديد كه خاك و سنگ بسيار زياد آمد گفت تا آن خاكها و سنگها را در ميان كعبه