معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٦٠ - مقدمه
قرار گرفته و چنانكه مىدانيم در اين زمينه ديدگاه واحدى كه مورد پذيرش همگان باشد وجود نداشته است.
قبل از ورود به اصل بحث، تذكر چند نكته بهعنوان مقدمه به شرح زير ضرورى به نظر مىرسد:
١. با قطعنظر از نسبتى كه به گروهى مانند شيخ مفيد، سيد مرتضى، ابن ادريس، قاضى ابن براج و طبرسى مبنى بر عدم حجيت خبر واحد بهطور مطلق (چه در فقه و چه غير آن) داده شده است. عمدتاً بيشتر فقها و اصوليين، اصل حجيت خبر واحد را پذيرفتهاند، بنابراين موضوع بحث ما يعنى اعتبار و حجيت و يا عدم حجيت احاديث تفسيرى فرع بر پذيرش اصل اعتبار و حجّيت خبر واحد بوده و بعد از پذيرش آن قابل طرح مىباشد. در نتيجه بسيار طبيعى است كه ما اعتبار و يا عدم اعتبار اينگونه احاديث را فقط در محدوده آرا و نظرات كسانى مورد جستوجو قرار دهيم كه اصل حجيت خبر واحد را با قطعنظر از اختلافات جانبى آن پذيرفتهاند.
٢. همانگونه كه خواهد آمد دو ديدگاه پيرامون عدم اعتبار روايات تفسيرى وجود دارد، ولى گفتنى است كه اين دو ديدگاه عمده و اصلى است و بايد توجّه داشت كه طبيعى خواهد بود. اگر اصحاب و طرفداران هر كدام از دو ديدگاه فوق، صد در صد همه سخن و دليل و مبنايشان با همديگر توافق نداشته باشد، به تعبير ديگر همه كسانى كه در نهايت حجيت خبر واحد در تفسير را پذيرا شدهاند، اصحاب يك ديدگاه به حساب آوردهايم، گرچه خود اين افراد از نظر مبنا همانگونه كه بعداً ملاحظه مىكنيد: هر كدام ممكن است مبنايى به غير از آنچه ديگرى انتخاب كرده را برگزيده باشد، پس آنچه براى ما ملاك قرار گرفته تا جمعى را بهعنوان طرفداران يك ديدگاه به حساب آوريم، در حقيقت پذيرش و يا عدم پذيرش حجيت خبر واحد در تفسير از نظر آنان بوده است.
٣. هر دو گروه فوق اصل حجت بودن بيانات پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) نسبت به تفسير آيات قرآنى را قبول دارند و در اينكه كلام آن