معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٣ - ٢ ٢ ٢ كشف و شهود
محيط است.[١]
عرفا از عين وجود به وجود رسيدند: يا من دل علي ذاته بذاته؛ ولى وجودى كه يكى است و هيچ نحوه تعدد ندارد، جز در تشأن و تطورش كه آن هم از دريچه فكر و از روزنه ديد ما پيش آمده است.[٢]
از سريان وحدت حقه حقيقيه وجود، به وحدت وجود و نيز به صمد تعبير مىشود.[٣]
مسأله وحدت وجود و توحيد خاصى از مباحثى است كه عرفا حقيت آن را به مكاشفه حواله دادهاند و آن را «طورى وراء طور عقل» پنداشتهاند؛ ولى ملاصدرا آن را برهانى كرده و بر آن فروع فراوانى متفرع ساخته است.[٤]
از نظر عارفان، هستى، حقيقتى است يگانه كه در باطن، وحدت كامل دارد و از هر گونه تفرقه و كثرتى منزه است و كثرتهاى ظاهرى، جنبه واقعى ندارند. حقيقت هستى همانند آب دريا است و ممكنات و پديدهها چون امواج و حباب. سراسر عالم امكان، جلوه حق، و عين ارتباط با او است. اما اين سخن به معنى حلول و اتحاد نيست و در وحدت، دويى وجود ندارد؛ چرا كه دوئى، عين ضلال و گمراهى است.
٢. ٢. ٢. كشف و شهود
عرفا در عين حال كه علوم رسمى و ظاهرى را مىپذيرند، بر اصالت ارتباط حضورى و علوم حاصل از مكاشفات و مشاهدات و ترجيح آن بر نتايج برآمده از براهين عقلى تأكيد مىورزند. زيرا حواس و قواى عقلى آدمى فقط با ظاهر جهان بهطور محدود و سطحى ارتباط دارد؛ ولى آدمى از راه باطن مىتواند با حقيقت واحد جهان هستى، ارتباط شهودى داشته باشد. بينش عرفانى، يگانه معرفتى است كه دور از تقليد است و آدمى را به ساحت قدس حقيقت نزديك
[١] . استاد حسنزاده آملى، ممد الهمم، ص ١٩.
[٢] . همان، ص ١٥٧.
[٣] . همان، ص ٥٠٢.
[٤] . عبدالرحمن جامى، نقد النصوص، مقدمه آشتيانى، ص ٣٩.