معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٧ - ديدگاهها درباره تفسير به رأى
ديگران. لازمه اين نهى ضرورت مراجعه به غير تفسير در قرآن است و آن غير دوام بيش نيست ١. قرآن ٢. سنت. حال اگر منظور از غيره سنت باشد با اين صفت قرآن تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ[١] سازگار نيست. چنان كه با خود سنت هم تعارض دارد كه دستور مىدهد در هنگام اشتباه امور و صحت و سقم احاديث به قرآن مراجعه شود. در نتيجه براى تفسير قرآن جز خود قرآن هيچ مرجعى براى مراجعه باقى نمىماند؛ چون آيات خود به تنهايى مفسر همديگرند و گويايى هر آيه در ارتباط با آيه ديگر بوده و هر يك گواه صدق ديگرى است.[٢]
علامه در توضيح و تأييد اين نظريه مىنويسد:
از روايات و آيات چنين استفاده مىشود كه نهى از تفسير به رأى، متعلق به روش تفسير و استخراج مقاصد قرآن مىباشد به اين معنى كه مفسر مىكوشد در فهم كلام الهى، همان روشى را به كار گيرد كه در فهم بيان مخلوق، با آن مأنوس باشد. بديهى است اختلاف، در بلاغت نيست، زيرا كلام خدا نيز به زبان عربى بوده، تمام جهات بلاغت كلام عرب در آن ملحوظ است. بلكه اختلاف بين آن دو [روش فهم كلام بشر و روش فهم كلام خدا] تنها از نظر مراد و مصداقى است كه كلام بر آن انطباق يابد.[٣]
استاد معرفت در توضيح اين فرمايش علامه مىفرمايد:
(قرآن در مقام بيان و اداى مقاصد خود روش ويژه دارد كه كاملًا با ساير روشها متفاوت است). قرآن براى بيان مقاصد و اهداف خويش اصطلاحاتى مخصوص به خود دارد كه جز با بيان خودش- همچون هر صاحب اصطلاحى- قابل شناخت نيست. بديهى است كه براى آشنايى با اصطلاحات هر يك از علوم و فنون، تنها مراجعه به لغت و قواعد آن كافى نيست، همچنين آشنايى با اصول متعارف (عرف عام) براى فهم كلام، كارساز نيست؛ چرا كه آنها عرف عاماند و علوم و فنون عرف خاص ... همه علوم و فنون اصطلاح خاص دارند ... قرآن نيز، تنها خودش مىتواند مفسر خود باشد، و هر بخش آن شاهد و گوياى بخش ديگر آن
[١] . نحل، ٨٩.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ١، ص ٦٦؛ سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣، صص ٧٩- ٧٧، و ج ١، ص ١٠.
[٣] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، مقدمه، ص ٩؛ سيدمحمدحسين طباطبايى، قرآن در اسلام، ص ٢٠.