معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٠ - تفسير به رأى از ديدگاه آيتالله معرفت(ره)
به گونهاى كه ابن عباس گفته است:
كسى كه قرآن را قرائت كند اما تفسيرش را نداند همانند اعرابى (باديهنشين) است كه قرآن را چون شعر بر زبان جارى مىكند.[١]
و سعيد بن جبير گفته است:
كسى كه قرآن را بخواند و آن را تفسير نكند نابينايى بيش نيست.[٢]
ب. رأى: اصل اين كلمه نظر كردن است چه با چشم سر، يا قلب، يا شهود روحانى يا قوه خيال[٣] و در اصطلاح قرآنپژوهان، عقيدهاى است كه از غلبه گمان و سليقه شخصى پيدا شود.[٤] از رسول اكرم (ص) نقل شده:
مَن فَسَّرَ القرآن برأيه فليتبوَّأ مقعده من النار.[٥]
در كتب ادبى براى «باء» جارّه، معانى متعددى ذكر شده است كه از ميان آن معانى، معناى مناسب در احاديث تفسير به رأى سببيت، يا استعانت است. در صورتى كه باء به معناى سببيت باشد، مقصود آن است كه مفسر به خاطر رأى خاصى كه انتخاب كرده به تفسير قرآن بپردازد و آيه را طبق آن معنا كند. روشن است كه چنين مفسرى در صدد فهم و كشف مقصود خداوند نيست، بلكه در مقام تأييد ديدگاه خويش است و آيات قرآن را مستمسك خود قرار داده و سزاوار نكوهش است. در اين صورت، مفاد روايات تفسير به رأى همان فرمايش على (ع) است كه:
عطفوا الهدي علي الهوي[٦]
هدايت و معارف روشنگر را تابع تمايلات و آراى خود قرار مىدادند، در صورتى كه مفسر بايد ابتدا مقصود خداوند را فهميده و سپس با آنان آراى خود را محك زند و چنانچه با آيات سازگار نبود، رأى خود را نادرست بداند. همانگونه كه على (ع) فرمود:
[١] . همان، ص ٥٢٠.
[٢] . مقدمتان فى علوم القرآن، ص ٢٩٣.
[٣] . حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن، ج ٤، ص ١٤.
[٤] . راغب اصفهانى، مفردات، الفاظ القرآن، ماده رأى.
[٥] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٧٥؛ مقدمه تفسير برهان، ص ١٦.
[٦] . نهج البلاغه، نامه ٥٣.