معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٦ - بهترين وجه
نتوانيم مشكل تشابه را حلّ كنيم، بلكه با روايات است كه حلّ مىشود؛ ولى در اين مرحله نيز، اوّلًا: شأنيّت و قوه اينكه از طريق محكمات، تشابه را حلّ كنيم در خودِ ما وجود دارد (يعنى فهم ما، استحاله و امتناع ندارد) گرچه فعلًا به آن رتبه نرسيدهايم كه بدون دستگيرى اهلبيت، حلّ نماييم و ثانياً: حلّ اهل بيت بدين معنا است كه آنان از خود آيات و از دلِ الفاظ قرآن، مشكل را حلّ و تشابه را مرتفع مىساختند و مثلًا مىگفتند: به اين دليل، خود آيه، بر فلان معنى دلالت مىكند.
به بيان سوم: او در عبارات و ادلهاى كه گذشت، تنها كسانى را هدف قرار داده است كه فهم آنچه را قرآن در مقام بيان آن بر آمده، براى غير معصوم، ممتنع مىدانند و همانند شيخ حر عاملى مىگويند:
مخاطب قرآن تنها اهل بيت عصمت هستند و تنها آنها هستند كه قرآن را مىدانند و اگر مخاطب قرآن جميع مكلّفين هستند از اين باب است كه اهل بيت عصمت جزو آنانند و دانستن بعضى از مكلفين (كه همان اهل بيت باشند) براى خطاب به جميع، كفايت مىكند.[١]
به بيان چهارم: ناظر به «اهل حديث» از اهل سنّت و «اخبارىها» از شيعه مىباشد و قرائن صريح و روشنى در اين زمينه وجود دارد، به عنوان نمونه:
الف. در صفحه ٥ از جلد اوّل الميزان، آنجا كه شيوههاى مختلف متصوفه، فلاسفه، متكلمين و اهل حديث را در تفسير، تبيين مىكند. مىنويسد:
اما اهل حديث، تنها به تفسير از طريق روايات گذشتگان از صحابه و تابعين، اكتفا كردند ... و آنجا كه روايتى وارد نشد و آيه هم معناى روشنى نداشت (ظهورى كه ما را از بحث در ارتباط با تفسير آن بىنياز كند) توقف كردند به دليل آيه وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا (به تصور اينكه اين آيه، دلالت بر توقف دارد).[٢]
ملاحظه مىشود كه سخن ايشان در مقابل كسانى است كه مىگويند: اگر روايتى نبود بايد درِ تفسير را بست.
[١] . وسائلالشيعه، ج ١٨، باب ١٣ من ابواب صفات القاضى، ح ٨١.
[٢] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، صص ٥، ٨٥ و ٨٦. عبارتى از يكى از علماى اهل سنت را در ص ٨٣ نقل مىكند.