معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٣ - ب پاسخ به اشكالات
در آيه وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[١] چنين ارجاعى را داده و چنين قانونى را تعبيه كرده است؛ مىگوييم: عدم تنافى در آيات متشابه نيز بدين جهت است كه خود قرآن در آيه ... لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ[٢] چنين ارجاعى را داده و چنين كليدى را نصب كرده است.
از آنچه گذشت جواب از «لزوم لغويّت و بىنتيجه بودن تدبّر در قرآن» يعنى جواب از وجه سوم نيز داده شده، زيرا مدعاى ما در ضرورت رجوع به سنت، مربوط به مواردى است كه تدبر ما مفيد نيفتد يا به جهت تشابهى كه به وجود آمده و يا به خاطر علوّ مضمون و صعب و مستصعب بودن محتوا- كه البته خود اين مسأله مىتواند از عوامل تشابه بوده باشد- و يا ....
علاوه بر اينكه امر به تدبر در آيات، الزاماً و در همه موارد، براى روشن شدن محتوا و رسيدن به مفاد و مراد آيه نيست، بلكه در بسيارى از مفاهيم روشن نيز بايد تدبّر كرد؛ يعنى عواقب و آثار عمل نكردن به اين پيامهاى روشن را در نظر گرفت و از آن بر حذر شد.
چنانكه جواب از وجه چهارم (لزوم عدم تماميّت دليل انسجام و يك نواختى) نيز بهدست آمده است، زيرا مدّعاى ما اين نيست كه متشابهات، با قرآن، سازگار و هماهنگ نيست و تنها رجوع به روايات است كه اختلاف و ناهمگونى را برطرف مىكند؛ بلكه مدّعا اين است كه ما از متشابهات سر در نمىآوريم و در عين حال كه به عدم اختلاف آن با محكمات، اعتقاد داريم، به تأويل و تفسير آن در بعضى از موارد، پى نمىبريم و با آنكه آن را نيز از جانب غيب مىدانيم و به حقانيتش ايمان داريم، براى فهميدن آن به يك مفسّر خبير و حكيم و معصوم نياز داريم.
بهعنوان مثال در ذيل آيه ١٧ آل عمران:
الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ ... وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ
مرحوم علامه مىنويسد:
[١] . حشر، آيه ٧.
[٢] . نحل، آيه ٤٤.