معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٢ - ب پاسخ به اشكالات
آيا اگر مؤلف حكيم، توانمند، فصيح و بليغى به جاى آنكه نحوه نوشتار او روزنامهاى و نظير آن باشد، بر اساس مصالحى، شكل كتاب درسى به نوشتارش بدهد و از تنسيق و تأليف و ايجازى برخوردارش سازد كه به تدريس نياز داشته باشد و بدون معلم و مفسر، حتى همه زوايا و لايههاى ظهر و ظاهرش هم فهميده نمىشود- در عين حال كه هركس آن را بخواند بى بهره نخواهد بود- آيا چنين كتابى نور، هدايت، بيّنه و تبيان نيست و با آن نمىتوان تحدّى كرد؟
بهخصوص اگر حكمت و مصلحت اقتضا كند كه اين كتاب، به گونهاى تدوين شود كه شاگردان، خود را از استاد و مفسّر و مبيّن، بىنياز نبينند:
وليقودهم الاضطرار الي الايتمام بمن ولي أمرهم.[١]
و به بيان ديگر: مصلحت و حكمت اقتضا مىكند كه از طريق اين كتاب و به واسطه عمل تعليم و تفسير آن، شخص (يا اشخاصى) معرفى شود و زعامت و امامت و قيمومت او جا بيفتد، لذا كتاب را به دست آن شخص مىدهد و به او مىفرمايد: تو بايد آن را بخوانى؛ تو بايد آن را تدريس كنى و تو بايد آن را تبيين نمايى.
آيا چنين چيزى با نور، هادى و ... بودن اين كتاب منافاتى دارد؟ و اگر از متن وزين، استوار و سنگينى برخوردار باشد قابل تحدّى نيست؟
ثانياً؛ مرحوم علامه (ره) صريحاً اعتراف دارند كه در تفاصيل احكام، قصص و معاد، بايد به سنّت، رجوع كرد و قطعاً چنين نيازمندى را در اين گونه موارد يعنى در مجملات از آيات، با نور، هادى، بيّنات، تبيان بودن و تحدّى منافى نمىدانند.
اكنون سؤال اين است كه چگونه ارجاع آيات مجمل و نيازمندى آن به سنت، با نور و ... منافاتى ندارد، اما ارجاع آيات متشابه و نيازمندى آن به روايات و سنّت، با نور و تبيان و ... تنافى دارد؟
اگر مىفرماييد: عدم تنافى در آيات مجمل، بدين جهت است كه خود قرآن
[١] . وسائل الشيعة، ج ١٨، باب ١٣ من ابواب صفات القاضى، ح ٤٤.