معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٠ - ب پاسخ به اشكالات
از آيه وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ بفهمد كه مقصود از قطع در آيه فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما قطع خصوص انگشتان است؟
پس اينگونه نيست كه كسى در سايه مراجعه به روايات تفسيرى به گونهاى ماهر شود و ذوق و مهارت تفسير آيه به آيه را پيدا كند كه مستقلًا و بدون امام معصوم بتواند به مراد متكلّم در همه آيات متشابه برسد.
البته تذكر اين نكته بهجا است كه مقصود ما رسيدن به مراد متكلّم به نحو قطع يا اطمينان و حلّ آيه به نحو فصلالخطاب است، والّا گفتن اينكه «شايد مراد چنين باشد» و يا «محتمل است» و يا «ممكن است جمع بين هر دو قول و يا هر چهار قول» (بنا بر جواز استعمال لفظ واحد در اكثر از يك معنا) مؤونه چندانى ندارد.
اينكه مىگوييم ما در حل متشابهات به اهل بيت و راسخون در علم نياز داريم، حلّ نهايى است نه حلّ احتمالى و امكانى و يا با پناه بردن به «جواز و امكان استعمال لفظ در اكثر از معنى».
به هر حال آنچه گذشت مشكلى ندارد و پر واضح است؛ آنچه به نظر مشكل مىنمايد و بلكه اساسىترين مشكل، بعضى از عبارات مرحوم علامه (ره) و اشكالات و توالى فاسدهاى است كه در ارتباط با «نيازمندى تفسير متشابهات به روايات» مطرح ساخته است، كه هم بايد به اين اشكالات پاسخ داد و هم به بهترين توجيه براى اين عبارات، اشاره كرد؛ لذا همچنان مسأله را در دو بخش ديگر پى مىگيريم:
ب. پاسخ به اشكالات
وجوهى كه به عنوان دليل عقلى يا غيرعقلى در عباراتى كه از مرحوم علامه گذشت به عنوان اشكال بر «نيازمندى به سنت» مطرح شده، عبارتند از:
١. لزوم دور باطل و نفى و طرد روايات عرض: پاسخ اين است كه شكّى نيست كه مقصود از ميزان قرار گرفتن قرآن در «روايات عرض» آن دسته از آياتى است كه خود از محكمات است و هيچ گونه ابهام و تشابهى در آن