معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٨ - خلاصه و نتيجهگيرى
همين درجه نازله، تخاطب با عموم الناس و تحدّى با آنان صورت مىپذيرد، ولى فهم لايههاى عميقتر از محكمات كه مربوط به مغز و لبّ آيه است، به صفاى ذهن و لطافت حسّ نياز دارد و هرچه اين لايهها عميقتر مىشود، بر محدوديت كسانى كه مىتوانند از آن سر در آورند افزوده مىشود تا جايى كه ممكن است فقط به مصاديق اكمل از راسخون، اختصاص پيدا كند.
البته همه اينها به چهار چوب مفاهيم الفاظ و مداليل لفظيه مربوط است، والّا در اختصاص باطن محكمات (بطن به معناى رمز و راز) با همه مراتبش به آن ذوات پاك، ترديدى وجود ندارد.
٢. فهم متشابهات به رسوخ در علم نياز دارد، بر همين اساس، آنان كه در درجه عالى از راسخيت قرار دارند، همه متشابهات را با همه مراتب و درجاتش مىدانند يا در سايه رجوع به محكمات و يا از طريقى ديگر. كسانى كه در رتبه عالى راسخيت قرار ندارند و در سايه تربيت در مكتب اهل بيت يعنى در سايه عنايات و تعليمات آن ذوات مقدّس، به درجه مشخصى از رسوخ رسيدهاند به همان اندازه، از فهم متشابهات بهرهمندند، چه از طريق رجوع به محكمات باشد (كه ممكن است در كثيرى از موارد اينگونه باشد) و چه از طرق ديگر.
نتيجه اين مىشود كه رفع تشابه متشابهات در درجه اوّل، در گرو رجوع به راسخان در علم است. آنها هستند كه مىتوانند با بعضى از تنبّهاتِ مربوط به خودِ آن آيه متشابه و يا احياناً با ارجاع به آيات محكم ديگر، براى ما رفع تشابه و ابهام كنند و يا ما را از سطحىنگرى و جمود به مصداق تنزيلى آيه، بيرون آورند و به جان و روح و مغز آيه برسانند.
در مقابل تعبير مرحوم علامه كه گفتهاند: «رجوع به روايات اهل بيت، صرفاً براى اين است كه ما با فنّ و مهارت تفسير آيه به آيه آشنا شويم و ذوق ارجاع متشابهات به محكمات را كسب نماييم» اين نكته قابل توجه است كه: در روايات تفسيرى، مواردى كه به توسط اهل بيت، از طريق تنبّهات داخلى آيه حل شده است اگر بيش از مواردى كه توسط آنان از طريق تفسير آيه به آيه حل شده است نباشد، كمتر نيست؛ تنبّهاتى كه اگر هدايت آنان نبود، ممكن بود