معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٠ - نتيجهگيرى
معرفت بهدست مىآيد كه در اينصورت حجت است و معتبر از هر طريقى كه باشد. و يا اين آگاهى حاصل نمىشود، كه در اين فرض با تعبد نيز نمىتوان ايجاد معرفت كرد. پس ارزش و قيمت حديث در تفسير و مانند آن به محتوا و متن آن بستگى دارد. اگر متن حديث و توجه به آن مشكلى را حل كرد و يا رفع ابهامى كرد و آگاهى و معرفتى به ما داد، آن را مىپذيريم ولو از نظر سند ضعيف و باقى مرسل و بىسند باشد و برعكس، اگر محتوا و متن حديث، چيزى را به علم ما نيفزود و رفع ابهام و كشف القناعى انجام نداد، آن حديث در اين باب (تفسير) اعتبار ندارد ولو از نظر سند بىمشكل هم باشد؛ چرا كه باب تفسير خود شيوه و اسلوب خاص خويش را دارد و با طريق مرسوم در فقه نمىتوان احاديث اين باب را بررسى كرد.
معناى اين جمله كه فرمودهاند: لا اعتبار بالخبر الواحد في باب التفسير و التاريخ و العقايد اذ لا يوجب علماً و لا عملًا نيز همين است.[١]
نتيجهگيرى
به دليل استوارى سخن موافقان، حجيت روايات تفسيرى ما نيز به پيروى از حضرت استاد اين نظر را بر مىگزينيم و مىگوييم: با تكيه بر مهمترين دليل حجيت خبر واحد يعنى سيره و روش عقلا، بدون هيچ ترديدى روايات تفسيرى از حجيت برخوردار بوده و معتبر مىباشند؛ چرا كه مىدانيم عقلا در همه امور خويش بدون توجّه به اينكه داراى اثر عملى باشد يا نباشد، عملًا به خبر واحد اخذ كرده و با ديده اعتبار به آن مىنگريستهاند، بنابراين همه كسانى كه دليل اعتبار خبر واحد را سيره عقلا مىدانند، بايد حجيت عام و گسترده آن را در همه موارد نيز بپذيرند و اگر كسانى براى اثبات حجيت خبر واحد نه به سيره عقلا، بلكه به آيات و روايات تمسك كنند، باز هم مىگوييم بدون ترديد آيات و روايات، اعتبار اين گونه احاديث را امضاء كردهاند و فرقى ميان آنجا كه اثر شرعى بر آن مترتب باشد يا نباشد، نگذاشتهاند.
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، صص ٣٣- ٣١.