معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٦٧ - نقد و نظر
ايشان در مقام توضيح استقلال قرآن و بىنيازى آن از هر بيان ديگر مىگويد:
ولا معني لارجاع فهم معاني الآيات- و مقام هذا المقام- الي فهم الصحابة و تلامذتهم من التابعين، حتي الي بيان النبي (صلي الله عليه و آله و سلم) فانّ ما بينه امّا ان يكون معني يوافق ظاهر فهو ما يودي اليه اللفظ و لو بعد التدبّر و التأمّل و البحث، و امّا ان يكون معني لا يوافق الظاهر و انّ الكلام لا يودي اليه فهو ممّا لا يلائم التحدّي و لا تتم به الحجّة و هو ظاهر.[١]
اساساً معنى ندارد كه براى فهم قرآن به فهم صحابه يا تابعين ارجاع شود. حتّى ارجاع به بيان پيامبر نيز بىمعنا است؛ زيرا بيان پيامبر يا موافق ظاهر آيه است و يا بالاخره به آن منتهى مىشود والا با تحدّى و حجيت ظاهر قرآن سازگار نيست.
با دقّت در آنچه نقل شد و نيز در سخنان علامه (قدسسره) در مقدمه الميزان و بررسى آنچه كه ايشان در اين زمينه آوردهاند، مىتوان گفت كه دلايل عمده وى بر عدم اعتبار روايات تفسيرى در چهار چيز خلاصه مىشود كه عبارتند از:
١. قرآن كريم براى تبيين و تفهيم مفاهيم و دلالت بر معانى خودش از هر چيز ديگر بىنياز و مستقل است و مفهوم آيات آن براى تمامى آشنايان به لغت عرب روشن بوده و به تفهيم و تبيين نيازى ندارد و اختلاف مفسرين در زمينه فهم و تلقى قرآن در عرصه مصاديق است و نه مفاهيم، چرا كه قرآن كريم كلام خدا است و به حكم كلام بودن از مرادات خويش پرده بر مىدارد و قرينه خارجيهاى مبنى بر اينكه مراد تحتاللفظى آيات غير از آن چيزى باشد كه از ظاهر الفاظ عربى آن فهميده مىشود، وجود ندارد.
نيز اينكه قرآن فصيحترين نصوص است و لازمه اين فصيح بودن، خلو آن از هرگونه تعقيد و پيچيدگى و قابل فهم بودنش براى همه است. اين قابل فهم بودن براى مخاطبين لازمه صحت تحدّى و نيز مصحح دعوت به تدبّر در آن مىباشد.[٢]
[١] . همان، ج ٣، ص ٨٤.
[٢] . همان، ص ٨٥.