منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٣٤ - حاكمان و روند عادى سازى فقه حكومتى
معاويه نمىتوانست خودش عُبادة را درجا تكذيب كند؛ زيرا وى تاريخ و مكانى كه اين حديث را شنيده بود مشخص ساخت (در يكى از مجالس انصار، شب پنجم رمضان) تنها ادعا كرد كه وى اين حديث و امثالِ آن را نشنيده است، پس از آنكه از ادعاى نسخ درماند و جرأت نكرد عُبادة را تكذيب كند، به نوعى تجاهُل دست يازيد.
* از اين جمله است آنچه را وافى مهدى درباره مروان مىگويد كه وى درباره كسى كه زنش را طلاقى بى برگشت (يعنى طلاق باين) داده، حكم كرد كه سه طلاق واقع مىشود (چنان كه در الموطّأ آمده است) و زُرقانى از موازيه نقل مىكند كه پيامبر كسى را كه زنش را طلاقِ قطعى و بى برگشت داد، ملزم به سه طلاق ساخت، و عمر در اين زمينه حكم به سه طلاق كرد[١].
از مروان نقل شده كه وى ابن عبّاس را خواست و گفت:
آيا فتوا مىدهى كه ديه ده انگشت، ده شتر است؟ در حالى كه مىدانى عمر در انگشت ابهام به پانزده يا سيزده شتر فتوا داد و در انگشت بعد از آن به دوازده يا ده شتر و در انگشت ميانه ده شتر و در انگشت بعد از آن، نُه شتر و در انگشت كوچك شش شتر.
ابن عبّاس گفت: خدا عُمَر را بيامرزد! قول رسول خدا سزاوارتر است كه پيروى شود تا قول عمر[٢].
مروان در طلاق ثلاث [سه بار طلاق در يك مجلس] و ديه انگشتان، از عمر پيروى مىكند.
* مانند اين است سخنى كه از معاويه درباره نماز بعد از عصر روايت شده است؛
در مسند احمد از ابو تَيّاح روايت شده كه گفت:
[١] . الاجتهاد فى الشريعة الإسلاميّة: ١٩١؛ الم-- وطّأ ٢: ٥٥١، ح-- ديث ١١٤٩؛ ش- رح زرقانى ٣: ٢١٨؛ الفواكه للدوانى ٢: ٣٤.
[٢] . سنن بيهقى ٨: ٩٣؛ الأُمّ ٦: ٧٦- ٧٥: ٦؛ مسند احمد ٢: ١٨٩، حديث ٦٧٧٢؛ سنن دارمى ٢: ٢٥٤، حديث ٢٣٦٩؛ سنن ابى داود ٤: ١٨٧، حديث ٤٥٥٦.