منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٧٦ - بيان امام على عليه السلام
همه اينها بدان جهت است كه خليفه مجتهد مىباشد و داراى حق رأى ويژهاى است كه مىبايست بدان احترام گذاشت، و او مصلحت را از ديگران بهتر مىشناسد.
اين نگرش جا افتاد و در جانِ بسيارى از كسانى كه آگاهى دينىشان در سطح مطلوبى قرار نداشت يا از كسانى بودند كه تحت تأثير صحابهاى قرار گرفتند كه در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله به رأى گرايش داشتند، رشد كرد و توسعه يافت.
با اين روند، هر چيزى از واقعيّتِ خود فاصله گرفت و دگرگون شد؛ صحابى امرى را راجح مىساخت به اعتبار تأديب منحرفان! تحريم حلال و تحليل حرام، حقّى طبيعى براى خليفه گشت بدان اعتبار كه مصلحت مسلمانان در آن است! تعدُّد فتوا در «جَدّه» (و غير آن) به صورت امر مألوفى درآمد به اعتبار اينكه هر آنچه را مجتهد فتوا دهد حكم خداست! و در زمانِ عمر هر حكمى صحيح دانسته شد (چنان كه خليفه گفت: آن سال، آن حكم را داديم، و اكنون اين حكم را) و سهم
«مؤلّفة قلوبهم»
لغو شد به اعتبار اينكه اسلام، عزيز است و ...
اينها- همه- تبديل و تبدُّلهايى است كه بر مسلمانان عارض شد، و فقه نادرستى نزدشان شكل گرفت و عقايدى كه پيامبر آن را نمىپسنديد (چنان كه در گريه بر ميّت و جز آن، باورهاى نادرستى پديد آمد) و برداشتهايى بىپيشينه بود.
مصيبت بزرگ در مرحله چهارم تغيُّر فرود آمد و آن مرحله «اعتراض» است؛ يعنى حركت بر خط نامستقيم، كه رونده در اثناى مسير طولىاش، حركت عرضى دارد و هر اندازه سريعتر برود، بيشتر از راه مستقيم دور مىشود.
اين تعبير امام على عليه السلام بسيار دقيق مىباشد و سزامند است در آن درنگ شود و جوهره و معانى فراوانِ آن، در كانون توجّه باشد.
در مراحل پيشين، سير در بيراهه بود و اميد مىرفت كه اگر براى مردم دليل بر راه سنگفرش و آماده، فراهم آيد، سوى آن بازگردند، ليكن فقدان دليل استوار منجر به اين شد كه از دو مرحله اخير بگذرند و حركتشان به صورت «اعتراضى» درآيد كه راست كردنِ آن امكان ندارد؛ چراكه اصول (مطرح شده) اصالت يافت و سير در مجراى غير طبيعى به عنوان قاعدهاى درآمد و مانند يك حالت نادر در زمانِ مُعيّن نبود كه علاج آن ممكن باشد.