منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٧٧ - بيان امام على عليه السلام
هنگامى كه معناى «اعتراض» را در نظر آوريم، در مىيابيم كه هر اندازه سير ادامه يابد، شكاف انحراف وسيعتر مىشود و هر قدر مدّت بگذرد، دورى از راه اول فزونى مىيابد.
زمانى كه جاده را به صورت خط مستقيمى بكشيم و اعتراض را به صورت خط مايلى رسم كنيم، سپس هر دو خط را امتداد دهيم، مىبينيم كه اولى هر قدر امتداد يابد در يك مسير است كه آن اصل مىباشد؛ امّا خط مايل را هر اندازه بيشتر ادامه دهيم، از خط اول بيشتر فاصله مىگيرد.
در حالى كه رونده معتقد است بر جاده مستقيم حركت مىكند.
اين همان چيزى است كه امروزه ملاحظه مىكنيم، شكاف اختلاف ميان مسلمانان به قدرى وسيع است كه امكان تأليف ميان دو فرقه از آنان دشوار مىباشد، بلكه وحدت نظر آن در يك مسئله اختلافى، سخت است.
يكى مىگويد: «قياس حجّت است» ديگرى مىگويد: «نخستين كسى كه قياس كرد ابليس بود»، اين فرقه مىگويد: «مُتعه براى هميشه مشروع است» آن فرقه مىگويد: «متعه به قول عُمَر نسخ شد»، اين طايفه مىگويد: «امامت به نص و تعيين است»، آن طايفه مىگويد: «به شورا است»، ديگرى مىگويد: «به بيعتِ اهل حلّ و عقد»، و اين چنين در اغلبِ امور واحد شرعى الهى و نبوى «اعتراض» را مشاهده مىكنيم.
امام على عليه السلام در توصيف اين دوران و آرايى را كه در آن مطرح شد، سخنِ مناسب و بجايى را آورده است.
اجتهاد و رأيى را كه فراخوانِ عمر بود، چنان انعطاف پذيرى و جزر و مد دارد كه احدى نمىتواند حريف آن شود؛ چونان راكب شتر سركش است كه اگر افسارش را بكشد، بينىاش را مىدرد و اگر رهايش كند، سوارش را هلاك مىسازد.
از اين روست كه مىبينيم ابن عوف (علىرغم اينكه از عثمان پيمان گرفت كه بر سيره شيخين حركت كند) نتوانست در اجتهاداتِ عثمان- مانند اتمام نماز در مِنى- بر او فشار آورد؛ زيرا وى رأى و اجتهادى را در پيش گرفت كه عمر آن را مشروع ساخت، پس براى ابن عوف و ديگران امكان ندارد كه عثمان را در اقداماتش محدود سازند؛ چراكه